الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )

207

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )

( 1 ) از ابن كعب قرظى نقل مىكند : خندقى را كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله حفر كرد ، از كوه بنى عبيد تا راتج را دربرمىگرفت . « 1 » گفته‌اند كه خندق ما بين كوه بنى عبيد در خربى تا راتج را در بر مىگرفت و مهاجران از ذباب تا راتج را حفر مىكردند و انصار از ذباب تا خربى را حفر مىكردند . و بنى عبد الاشهل بعد از راتج را حفر مىكردند تا جايى كه خندق به پشت مسجدى مىرسيد . بنى دينار از خربى تا خانه ابن ابى جنوب ( امروزه ) را حفر مىكردند و مدينه را از هر سو با ساختمان متّصل به يكديگر كردند و لذا به صورت قلعه‌اى در آمده بود . « 2 » قمى مىنويسد : رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله دستور به حفر خندق از ناحيهء احد تا راتج را صادر فرمود و بر هر بيست الى سى قدم ، گروهى از انصار و مهاجران را گمارده بود تا آن را حفر كنند . « 3 » ( 2 ) رجز پيامبر و مسلمانان قمى مىنويسد : رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله كلنگ حفر خندق را بر زمين زد و براى اين كار كلنگى را به دست گرفت و در جايى كه از سهم مهاجرين بود ، شروع به حفر خندق كرد و امير المؤمنين صلّى اللّه عليه و آله خاك‌ها را بيرون مىبرد ، تا اين كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله عرق كرد و خسته شد . هنگامى كه مردم ايشان را با اين حال مشاهده كردند ، به سختى مشغول حفر خندق و انتقال خاك‌هاى آن شدند . « 4 » ( 3 ) واقدى با سند خود نوشته است : مهاجران و انصار خندق را حفر مىكردند و جوان‌ترها با زنبيل خاك‌ها را با سر به خارج از آن حمل مىكردند و آن را در طرفى كه پيامبر و اصحابش قرار مىگرفتند ، بر روى هم انباشته مىكردند تا اين كه عمق خندق به اندازهء قامت يك انسان شد . آنگاه از كوه سلح ، سنگ‌هايى را مىآوردند و در طرف خود مىچيدند و گويى كه اين سنگ‌ها همانند كپه‌هاى خرما بود كه هنگام جمع‌آورى محصول خرما ايجاد مىشد . اين سنگ‌ها از مهم‌ترين سلاح‌هاى آنها به شمار مىرفت . « 5 » رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله به همراهشان شروع به حفر خندق كرد تا آنان را با نشاط و داراى انگيزه كند و به همين علّت مسلمانان به سرعت خندق را حفر مىكردند ؛ زيرا مىدانستند كه دشمن به زودى سر

--> ( 1 ) . همان ، ص 451 . ( 2 ) . همان ، ص 450 . ( 3 ) . تفسير قمى ، ج 2 ، ص 177 . ( 4 ) . همان ، ص 177 . ( 5 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 446 .